تبليغاتX
ترانه خوان عشق

امشب از اسمان دیده ی تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذ ها

پنجه هایم جرقه می کارد

 

شعر دیوانه تب الودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان اتش ها

 

اری اغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیند یشم 

که همین دوست داشتن زیباست

 

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پراز قطره های الماس است

انچه ز شب بجا می ماند

عطر سکر اور گل یاس است

 

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم تو پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر بار دیگرتو

 


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مریم در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت


از بیم و امید عشق رنجورم

ارامش جاودانه می خواهم

 

بر حسرت دل دگر نیفزایم

اسایش بیکرانه می خواهم

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 6:49 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting