نگاهی کرده در افاق و ماهی کرده ام پیدا

چه روشن ماهی وروشن بین نگاهی کردام پیدا

 

به سوی خلق هر راهی که دارم کور خواهد شد

که از دل با خدای خویش راهی کرده ام پیدا

 

من ان بخت سپید خود که گم شد سالها از من

در گوشه چشم سیاهی کرده ام پیدا

 

به اهی کز دل اوردم گرفتم دامن همت

خداوندا چه دامن گیر اهی کرده ام پیدا

 

برای زندگانی موجبی در خود نمی دیدم

 کنون تا عمر باشد تکیه گاهی کرده ام پیدا

 

گدای عشقم و ارز نیاز بی نیازی را

بلند ایوان ناز پادشاهی کرده ام پیدا

 


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 8:18 موضوع | لینک ثابت